داستان قسمت دوم سریال آقازاده + فیلم در قسمت دوم سریال آقازاده چه شد و چه اتفاقی رخ داد؟

داستان قسمت دوم سریال آقازاده + فیلم

در قسمت دوم سریال آقازاده چه شد و چه اتفاقی رخ داد؟

سریال آقازاده ساخته بهرنگ توفیقی این روزها از شبکه نمایش خانگی( نماوا و فیلیمو) هر شنبه پخش می شود. «آقازاده» همان‌طوری که از اسمش برمی‌آید، گزارشی بی‌پرده و مستند از اتفاقات دو سال اخیر در پهنه سیاست و اقتصاد است که فکر می‌کنم برای خیلی‌ها دردآور باشد و می‌تواند بخشی از آدم‌های مؤثر در کشور را آزار دهد.

ادامه مطلب/فیلم پایین تر از تبلیغات

درامی عاشقانه که به موضوعات چالش برانگیز اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نیز می پردازد و قصه ای معمایی، پر التهاب و جذاب را روایت می کند.

حامد عنقا درباره داستان سریال آقا زاده گفته است: سریال آقازاده شباهت‌هایی به کارهای سال‌های اخیرم دارد، مخصوصاً سریال «قلب یخی». سریالی پرماجراست با موضوعی چالش‌برانگیز و البته مثل همه کارهای دیگرم با زیرمتنی از عشق.

خلاصه قسمت اول را در اینجا بخوانید وببینید

خلاصه داستان قسمت دوم سریال آقازاده

ماجرای این قسمت برمیگردد به دوران قبل از وارد شدن مانلی به گروه نیما.

راضیه دختری است که پدر و مادرش را از دست داده و با مادربزرگش زندگی میکند، او دختری بلندپرواز است که وضع مالی معمولی دارد، او با یه پسری که برای شهرام کار میکند دوست است، در جنگل باهم درباره آیندشون حرف میزنند و راضیه احساس نارضایتی میکند از کارش و بهش میگه کارتو عوض کن.

مرتبط  حرف های جالب آذری جهرمی درباره گران شدن اینترنت + فیلم

پسره وقتی به سمت ماشین میره تا کاپشنشو بیاره برای راضیه، راضیه متوجه جیغ و داد می شود وقتی به دنبال صدا میرود میبیند که ۳تا مرد با سلاح سرد دنبال دختری به اسم تینا کردند که تینا در حال دویدن تو چاله میافتد آن مردها هم روی چاله را میپوشانند تا او همانجا بماند و بمیرد، اما از آنجایی که راضیه او را دید به کمکش میرود.

تینا از او خوشش میاید و برای تشکر با خودش او را به ویلا نیما میبرد و بهش ماجرارو میگوید، نیما به راضیه میگه از دخترهای شجاعی مثل تو خوشم میاد.

راضیه را نگه میدارند تا در مهمانی همان شب حضور داشته باشد از طرفی دوستش هرچی بهش زنگ میزند جواب نمیدهد و بهش پیام میدهد که جایی هستم بعدا زنگ میزنم. در آن مهمانی نیما برای راضیه موبایل میگیرد و به عنوان هدیه برای تشکر بهش میدهد. همان شب مهمانی دوستش برای شهرام بسته ای میاورد و او راضیه را در آن مهمانی میبیند و با خودش بیرون میبرد.

مرتبط  اجرای دوم شعبده بازی شاهرخ رضایی در عصر جدید + فیلم کامل

آنها چند روزی باهم قهر میکنند و دوباره نیما راضیه را تو جاده میبیند و دعوتش میکند به دورهمیشان تو جنگل و آنجا بهش میگه اگه میخوای موفق باشی خودتو از هرچی و هرکسی که جلوی موفقیتتو میگیره رها کن،.

از سریال آقازاده بیشتر بخوانید و ببینید

برمیگردد به زمان حال؛ خطبه عقد حامد و راضیه خوانده می شود و آنها رسما زن و شوهر میشوند، پدر و مادر حامد متوجه می شوند که حامد تو فکرست و اتفاقی افتاده اما چیزی نمیگویند.

فردای آن روز حامد با پدرش به سمت مسجد می روند تا پدرش آنجا باهاش حرف بزند که تلفن حامد زنگ میخورد و بهش خبر میدهد که دکتر پدر نیما او را با قید وثیقه آزاد کرده، حامد عصبانی شده و به آنجا می رود. وقتی به آنجا می رسد تعجب میکند و میگوید با او پرونده سنگینی که نیما داره چجوری آزادش کردین؟

اصلا با قید وثیقه نمیتونه آزاد بشه‌. در حیاط دادسرا نیما حامد را میبینه و به سمتش می رود و ازدواجش را تبریک میگه و بهش میگوید حتما عروس حاجی باید یه دختر آفتاب مهتاب ندیده باشه، دختری باحجاب، با اصالت اهل نماز  روزه، داشت تیکه مینداخت که حامد یه سیلی تو صورتش میزند و میگه بالاخره میندازمت تو زندان به زودی به جایی که توش بودی برمیگردی.

نظر دهید :

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید