خلاصه قسمت دوم سریال ۰۲۱ صفر بیست و یک قسمت دوم سریال 021 چی شد ؟

خلاصه قسمت دوم سریال 021

خلاصه قسمت دوم سریال ۰۲۱ صفر بیست و یک

قسمت دوم سریال ۰۲۱ چی شد ؟

رصد امروز ، سریال ۰۲۱ از ۵ آبان هر شب راس ساعت ۲۰:۴۵ دقیقه از شبکه سه سیما پخش می شود. تاکنکون دو قسمت از این سریال پخش شده است که در این مطلب خلاصه هر دو قسمت را بصورت نوشتاری برای شما عزیزان قرار می دهیم.

ادامه مطلب/فیلم پایین تر از تبلیغات

خلاصه قسمت دوم سریال ۰۲۱

جلال و مازیار در مهمونی هستند که با آمدن مامور ها همه فرار می‌کنند اما آن ها گیر می‌افتند و به کلانتری می روند که تصمیم می‌گیرند با تورج تماس بگیرند که دنبالشان برود که تورج به آن ها می‌گوید خودشان را کارگر خدماتی معرفی کند.

تورج به همراه خواهر هایش به کلانتری می‌روند و با فیلم بازی کردن و بدبختی آن ها را آزاد می کنند و بیرون می‌آیند که در ماشین خواهرهایش به او سرکوفت می‌زنند که مگر او بی خانواده است که تنهایی مراسم عروسی گرفته که به کمک شوهر خواهرهایش قضیه را ماسمالی می کنند.

فردی به اسم میلاد کیانی در حال خواندن است و نقش خواننده ای معروف‌ را برعهده دارد که از سمت یکی از زندانیان مامور است تا نامه ای را از تورج بگیرد. او به آدرس خانه پدر تورج می‌رود تا نامه را از او بگیرد که با ارسلان رو به رو می‌شود و پس از مدتی گپ زدن تورج به همراه خواهر و شوهر خواهر هایش می‌رسند که ارسلان به سمت ماشین می‌رود و به آن ها می گوید که میلاد کیانی با دایی تورج کار دارد.

مرتبط  تاریخ تولد پادینا کیانی + بیوگرافی
خلاصه قسمت دوم سریال 021
خلاصه قسمت دوم سریال ۰۲۱

تورج به سمت او می‌رود که می فهمد او به دنبال نامه ی امید آمده است و به سمت ماشین می‌رود و می‌گوید هرطور که شده است باید به خانه سپیده نامزدش بروند و کیفش را بردارند.

آن ها به سمت خانه سپیده می‌روند که در همان حین سپیده به خانه پدر تورج رفته است تا حال او را بگیرد که پس از ممانعت های بسیار غفور خان در آخر موفق می‌شود با غفورخان صحبت کند و ماجرایی که بینشان پیش آمده است را تعریف‌ می‌کند که غفور خان به او می‌گوید که حتما به خانه خواهر هایش رفته است همراه او می رود تا تکلیف خودش و آن دختر را روشن کند.

به خانه دخترش می‌روند تا تورج را پیدا کنند که شادی به آن ها می گوید که دو ساعت پیش اینجا بود و به همراه مادر و خاله اش رفتند…

مرتبط  تاریخ تولد میلاد میرزایی + بیوگرافی

آن ها به خانه سپیده رفته اند که با نیامدنش تورج به جلال و مازیار می‌گوید که خودشان به داخل بروند…
سپیده به غفور خان می‌گوید که باید به خانه بروند تا سپیده یک سند از خونه بردارد.

تورج به همراه مازیار پس از کلی گشتن نمی توانند کیف را پیدا کنند که در همین اوضاع سودی خواهر تورج که دستش را بریده است بالا می‌رود تا در خانه دستش را بشوید که چند دقیقه بعد سپیده از راه می‌رسد هرکدام از آن ها جایی قایم می‌شوند که سپیده با دیدن ایرج با دعوا می‌کند و حرف های ایرج به خرجش نمی‌رود و او می گوید مجبور است که با او ازدواج کند…

سپیده جای دست خونی سودی را روی در می‌بیند و شروع به داد و فریاد می‌کند که تورج به خواهرش شعله پیام می‌دهد تا با پسرش بالا بروند و نقش زن و بچه او را ایفا کنند…

تکرار این سریال در ساعات ۳۰ دقیقه بامداد، ۹ و ۵۰ دقیقه صبح و ۱۴ روز بعد می باشد.

نظر دهید :

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید