خلاصه قسمت نوزدهم سریال بیگانه ای با من است در قسمت نوزدهم بیگانه ای با من است چه اتفاقی افتاد ؟

قسمت نوزدهم سریال بیگانه ای با من است

خلاصه قسمت نوزدهم سریال بیگانه ای با من است

در قسمت نوزدهم بیگانه ای با من است چه اتفاقی افتاد ؟

رصد امروز ،جدیدترین سریال شبکه دوم سیما ،  ” سریال بیگانه ای با من است ” نام دارد که هرشب ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه بر روی آنتن شبکه دوم سیما می رود. در این سریال بازیگران سرشناسی به ایفای نقش پرداخته اند. زنده یاد مرحوم پرویز پورحسینی آخرین حضورش در عرصه هنر و بازیگری حضور در این سریال بود.

قسمت نوزدهم سریال بیگانه ای با من است

قسمت نوزدهم سریال بیگانه ای با من است
قسمت نوزدهم سریال بیگانه ای با من است

و اما آنچه در قسمت نوزدهم سریال بیگانه ای با من است اتفاق افتاده است :

دوست شراره به شرکت آقای شهرابی میره و میگه با آقا جاوید کار دارم، وقتی به اتاقش میرود جاوید میگه اینجا چیکار میکنی؟ چرا اومدی؟ که بهش میگه خبر داری شراره کجاست؟ جاوید میگه من از کجا بدونم؟ کجاست حالا؟ که دوستش میگه سردخانه.

مرتبط  خلاصه قسمت ۳۰ سریال بیگانه ای با من است

جاوید اول خودشو میزنه به اون راه که من اصلا خبر نداشتم اما دوست شرارخ میگه من خبر داشتم که اون شب که تصادف کرده مرده با تو قرار داشته و یکسری مدرک بهش میگه. جاوید زیر بار نمیره و میگه من نکشتم اومدی از من حق السکوت بگیری؟ که دوست شرار میگه حق السکوت نه حق شراره تو همه ی این مدت جاوید میگه چند؟

که بهش میگه ۲۰ میلیون یا میدی یا میرم پیش پلیس. جاوید سعی میکنه رقمو بیاره پایین که قبول نمیکنه و میگه بشین فکراتو بکن بهت زنگ میزنم خبرشو میگیرم و میره. نساء به مادر امیرعلی میگه به آقا صادق بگین برای من واسه فردا بلیط بگیرن هرچی زودتر برم کارای این شناسنامه رو درست کنم.

مادر امیرعلی میره خانه سمیه تا ببینه چرا انقد حالش بده. وقتی میرسه به سمیه میگه چرا الکی واسه چیزی که مطمئن نیستی خودخوری میکنی؟ سمیه اول سعی میکنه چیزی نگه اما بعد از اینکه مادرش حق به جاوید میده گردنبند را بهش نشون میده و ماجرارو براش توضیح میدهد. مادرش بهش میگه بعضی وقتا باید به خاطر بچه از خیلی چیزا چشم پوشی کرد و گذشت.

مرتبط  خلاصه قسمت ۳۰ سریال بیگانه ای با من است

صادق که متوجه حضور اون خانم تو شرکت شده بود از منشی میپرسد که کی بود؟ منشی هم میگه نمیدونم گفتن آفا جاوید خودش منو میشناسه. جاوید به خانه مادرش میره تا ازش کمک بخواد.

به مادرش به دروغ میگه که برای خرید ملکی از حساب شرکت پول برداشتم گفتم ببینم میتونی بهم کمک کنی بزارم سرجاش یا نه؟ مادرش میپرسد که چقد؟ جاوید میگه ۱۵ میلیون و مادرش بهش میگه تو که میدونی منم و یه حقوق بازنشستگی که جاوید پیشنهاد میده تا خونرو بفروشن و به جاش یه خونه اجاره کنه واسش که مادرش میگه نمیشه این خونه به نام من نیست به نام پدرته.

سمیه یادش میاد که یک شب تلفن حرف زدن جاوید را با شراره شنیده بود به خاطر همین فردای آن روز به مخابرات میره تا لیست شماره ها را دربیاورد و به تک تکشان زنگ میزند اما شراره را پبدا نمیکند. دوست شراره به جاوید زنگ میزند تا خبر بگیرد جاوید میگه من ۵تومن دارم باید بهم مهلت بدی تا جورش کنم….

قسمت نوزدهم سریال بیگانه ای با من است

نظر دهید :

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید