خلاصه قسمت بیستم سریال بیگانه ای با من است در قسمت بیستم بیگانه ای با من است چه اتفاقی افتاد ؟

 قسمت بیستم سریال بیگانه ای با من است

خلاصه قسمت بیستم سریال بیگانه ای با من است

در قسمت بیستم بیگانه ای با من است چه اتفاقی افتاد ؟

رصد امروز ،جدیدترین سریال شبکه دوم سیما ،  ” سریال بیگانه ای با من است ” نام دارد که هرشب ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه بر روی آنتن شبکه دوم سیما می رود. در این سریال بازیگران سرشناسی به ایفای نقش پرداخته اند. زنده یاد مرحوم پرویز پورحسینی آخرین حضورش در عرصه هنر و بازیگری حضور در این سریال بود.

 قسمت بیستم سریال بیگانه ای با من است
 قسمت بیستم سریال بیگانه ای با من است
 قسمت بیستم سریال بیگانه ای با من است

و اما آنچه در قسمت بیستم سریال بیگانه ای با من است اتفاق افتاده است :

سمیه به یک شماره جدید زنگ میزنه از قضا شماره منزل شراره بود که میفهمد مرده و یاد حرف جابر میافتد که گفت هرچی بوده تموم شده فرستادمش پیش خانواده اش تو شهرستان‌.

سمیه برگه آزمایش بارداری شراره را پیدا میکنه و زنگ میزنه به آزمایشگاه تا ببینه میتونه آدرسشونو بگیره یا نه که موفق نمی شه. جاوید دم در خانه دوست شراره میره تا ۵ میلیونی که داشتو بهش بده علی الحساب که قبول نمیکنه و میگه برو هروقت همشو باهم جور کردی بیا عجله هم بکن چون من دارم کم کم کارامو میکنم تا برم. سمیه بالاخره با زنگ های مکرر از دکتر آدرس شراره را میتونه بگیره. موعد سفر نساء میرسه و حمیده خانم با آقا صادق نساء را تا اتوبوس همراهی میکنند.

مرتبط  خلاصه قسمت ۳۰ سریال بیگانه ای با من است

نساء وقتی سوار می شود بعد از مدتی تو جاده به راننده میگه چیزیو جا گذاشته و باید برگردد و از اتوبوس پیاده می شود و و با گرفتن ماشین به ترمینال می رود. تو مسیر نساء همش به یاد مینو خانم و لحظه تصادفشان می افتد و عذاب وجدان میگیرد و بالاخره به اکرم میرسد و همدیگر را در آغوش میکشند.

سمیه به آدرس خانه شراره می رود و بعد از زنگ زدن دوستش به دم در می آید. سمیه میپرسه شما خواهر شراره هستین؟ که دوستش میگه نه من دوستشم و هم خونه بودیم. سمیه ازش میپرسه که شما از رابطه جاوید همسرم با شراره خبر داشتین؟ که میگه شما گفتین دوست شراره هستین که. سمیه سعی میکنه از زیر زبانش حرف بکشد اما دوست شراره همه چیزو حاشا میکند.

مرتبط  خلاصه قسمت ۳۰ سریال بیگانه ای با من است

سمیه میگه ولی شراره باردار بوده و فکر کنم پدر اون بچه همسر من باشه چون برگه آزمایش تو جیب لباس جاوید بوده که دوست شراره عصبی میشه و هم استرس میگیرد و میگه هرچیم اگه بوده الان که دیگه شراره ای در کار نیست برو پی زندگیت. سمیه با سوال هایی که میپریه قصد داره بفهمد که جاوید اونو کشته یا نه که جواب خاصی نمیگیره.

دوست شراره به جاوید زنگ میزنه و میگه زنت اومده بود اینجا همه چیزو هم میدونه که اول باور نمیکنه و میگه آدرس نداره اما بهش میگه که برگه آزمایش شراره را پیدا کرده بوده اومده بود اینجا من همه چیزو حاشا کردم اما فعلا، زودتر پولو جور کن که تا بهش چیزی نگفتم…

 قسمت بیستم سریال بیگانه ای با من است

نظر دهید :

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید