خلاصه قسمت ۲۲ سریال بیگانه ای با من است در قسمت بیست و دوم سریال بیگانه ای با من است چه اتفاقی افتاد ؟

قسمت ۲۲ سریال بیگانه ای با من است

خلاصه قسمت ۲۲ سریال بیگانه ای با من است

در قسمت بیست و دوم سریال بیگانه ای با من است چه اتفاقی افتاد ؟

رصد امروز ،جدیدترین سریال شبکه دوم سیما ،  ” سریال بیگانه ای با من است ” نام دارد که هرشب ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه بر روی آنتن شبکه دوم سیما می رود. در این سریال بازیگران سرشناسی به ایفای نقش پرداخته اند. زنده یاد مرحوم پرویز پورحسینی آخرین حضورش در عرصه هنر و بازیگری حضور در این سریال بود.

قسمت ۲۲ سریال بیگانه ای با من است
قسمت ۲۲ سریال بیگانه ای با من است
قسمت ۲۲ سریال بیگانه ای با من است

و اما آنچه در قسمت ۲۲ سریال بیگانه ای با من است اتفاق افتاده است :

سمیه از بیمارستان بالاخره آدرس محل تصادف شراره را میگیرد و به آن محل می رود. از اهالی آن منطقه سوال میکند تا ببینند ماشینی که شراره باهاش تصادف کرده را دیدن یا نه که یکی از همسایه ها بهش مشخصات ماشین جاوید را میدهد و سمیه با حالی داغون به خانه برمیگردد و به صادف زنگ میزند و ماجرارو تعریف میکند.

مرتبط  خلاصه قسمت ۳۰ سریال بیگانه ای با من است

نساء با اکرم به خانه مینو میروند تا نساء با دیدن خانه ببیند اثری از مینو مانده یا نه و مدرک دیپلم مینو را بردارد اکرم ازش سوال میکنه که میخواد چیکار که نساء میگه پدرشوهرم گفته ادامه تحصیل بدم منم دوست دارم برم دانشگاه. صادق به اتاق جاوید میره و بهش میگه ماجرا چیه؟ جاوید فکر میکنه درباره شرکت سوال کرده که جوابش را میدهد ولی صادق میگه اینو نمیگم سمیه را میگم.

جاوید میگه فکر کردم قراره بین خودمون حلش کنیم فکر نمیکردم سمیه به شماها بگه که صادق میگه چرا نباید بگه؟ پای قتل ۲نفر وسطه اون خانم با بچه ات که جاوید میگه کدوم بچه؟ از کجا معلوم بچه من بوده؟ که صادق میگه جواب آزمایشتونو سمیه تو جیب تو پیدا کرده، جاوید بهش میگه اون شب من پشت فرمون نبودم قادر بود که صادق به حرفش شک میکنه.

زن سلیم کنار خیابان بچه اش را به دختر دوستش میدهد که نگهش دارد تا برود شیر خشکش را درست کند که وقتی میاد میبینه همون پسری که چند وفت زیرنظرش داشته بود بچه اش را دزدیده و به سمت کلانتری می روند.

صادق ماجرای جاوید و تصادفش را به پدرش میگه که آقای شهرابی میگه من قادرو میشناسم اگه تصمیمی بگیره دیگه تغییرش نمیده اگه تصمیم گرفته که قتل را بر عهده بگیره اینکارو میکنه کاری هم از دست ما بر نمیاد چون اسناد و شواهدمون قابل قبول برای دادگاه نیست.

مرتبط  خلاصه قسمت ۳۰ سریال بیگانه ای با من است

همسر قادر باهاش حرف میزنه تا از این تصمیم صرف نظر کند و بهش میگه ما تا الان تونستیم از پس خودمون بر بیایم از این به بعد هم میتونیم نمیخواد خودتو بدنام کنی. قادر به دم در خانه آقای شهرابی می رود و تمام ماجرارو براش تعریف میکنه و میگه شرمنده تونم آقای شهرابی میگه چرا ؟ به چه دلیل؟ که قادر میگه من نون و نمکتونو خوردم اما نمیتونم این کارو براتون بکنم نمیخوام آخر عمری به جای طلب حلالیت و آمرزیده شدنم برای خودم ناله و نفرین بخرم.

آقای شهرابی میگه اگه این کارو نمیکردی بهت شک میکردم و در حقم نامردی کرده بودی الانم صبر کن لباس بپوشیم بریم کلانتری برای پلیس هم تعریف کنی که قادر میگه من قول دادم به کسی چیزی نگم به شما نتونستم نگم ولی به پلیس نگم بهتره که آقای شهرابی میگه قول بر سر یک دروغ از بیخ و بن باطله…

قسمت ۲۲ سریال بیگانه ای با من است

نظر دهید :

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید