خلاصه قسمت ۲۵ سریال بیگانه ای با من است در قسمت بیست و پنجم سریال بیگانه ای با من است چه اتفاقی افتاد ؟

قسمت ۲۵ سریال بیگانه ای با من است

خلاصه قسمت ۲۵ سریال بیگانه ای با من است

در قسمت بیست و پنجم سریال بیگانه ای با من است چه اتفاقی افتاد ؟

رصد امروز ،جدیدترین سریال شبکه دوم سیما ،  ” سریال بیگانه ای با من است ” نام دارد که هرشب ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه بر روی آنتن شبکه دوم سیما می رود. در این سریال بازیگران سرشناسی به ایفای نقش پرداخته اند. زنده یاد مرحوم پرویز پورحسینی آخرین حضورش در عرصه هنر و بازیگری حضور در این سریال بود.

قسمت ۲۵ سریال بیگانه ای با من است
قسمت ۲۵ سریال بیگانه ای با من است
قسمت ۲۵ سریال بیگانه ای با من است

و اما آنچه در قسمت ۲۵ سریال بیگانه ای با من است اتفاق افتاده است :

سمیه بعد از اینکه رها به اتاقش میره به مادرش زنگ میزنه و میگه برادر شراره امیروز میخواسته با ماشین بزنه به رها، مادرش سعی میکنه سمیه را آرام کند و سمیه به مادرش میگه رها میخواد پدرشو ببینه ولی‌ میترسم جاوید گوششو پر کنه منو از چشمش بندازه که رها اینو میشنوه و تو یک فرصت از خونه فرار میکند تا به خونه مادربزرگش بره.

مرتبط  خلاصه قسمت سوم فصل دوم بیگانه ای با من است

نوچه یاور به ملاقاتش میره و بهش میگه زن سعید دیدم که یاور میگه اون بدبخت که تو آتیش جزغاله شده چی میگی؟ که بهش میگه حتما شبیهش بوده. یاور او را میفرستد تا بره از سعید پول بگیره.

دوست مینو میفهمد که مینو اومده به دم در خانه شان میرود که رفتگر آنجا بهش میگه نیستن الان بهش شماره تلفن و آدرس هتلش را میدهد که به مینو بدهد از طرفی دوست امیرعلی احمد هم از راه میرسد تا مینو را ببیند که بهش میگن نیست و دوست مینو ازش شماره تلفن خانه آقای شهرابی را میخواد که میگه باید اول از مینو خانم اجازه بگیرم بعد. رها که از خانه بیرون زده سوار اتوبوس می شود ولی از آنجایی که آدرس دقیق خانه اش را نمیدونه گم می شود.

یک ماشینی دنبالش می افتد و در آخر تو یک کوچه گیرش میاندازد و سعی میکند تا بدزدتش که همان دوره گردهایی که به صورت اتفاق بچه واقعی مینو تو بغلش هست رها را میبینه و به کمکش میرود و در آخر موفق می شود که رها را پس بگیرد و مردم گیرش بندازند و تحویل پلیس بدهند.

مرتبط  فیلم کامل اجرای ستاره هشتم در نیمه نهایی عصر جدید

وقتی پلیس میاد رها را با خود میبرد و به آن خانم دوره گرد میگه باید برای تکمیل پرونده به کلانتری برود. آقای شهرابی به کلانتری میرود و از اون خانم دعوت میکند تا به خانه شان برود.

مادر سمیه از اون خانم تشکر میکنه و میگه باید شام پیش ما بمونی مژده گانی هم بگیری بعد بری، مادر سمیه دست بچه اون خانم را میبیند و میگه دست بچه منم همچین ماه گرفتگی داشت. مادر سمیه درباره زندگیش میپرسد که با شنیدن داستان سخت زندگیش دلش میسوزد و سعی میکند بهش کمک کند.

صادق قرار بود بود همان شب به خانه مینو برود ‌که نساء و اکرم حسابی دست به کار می شوند و تدارک شام میبینند قبل از اینکه صادق برسد احمد یکبار دیگه به خانه مینو میاید که نساء استرس میگیرد و اکرم بهش میگه مینو الان نیست و یه پیام گذاشته که دوست نداره کسیو ببینه حالش زیاد خوب نیست که احمد قبول میکند و میرود…

قسمت ۲۵ سریال بیگانه ای با من است

نظر دهید :

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید