خلاصه قسمت ۲۷ سریال بیگانه ای با من است در قسمت بیست و هفتم سریال بیگانه ای با من است چه اتفاقی افتاد ؟

قسمت ۲۷ سریال بیگانه ای با من است

خلاصه قسمت ۲۷ سریال بیگانه ای با من است

در قسمت بیست و هفتم سریال بیگانه ای با من است چه اتفاقی افتاد ؟

رصد امروز ،جدیدترین سریال شبکه دوم سیما ،  ” سریال بیگانه ای با من است ” نام دارد که هرشب ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه بر روی آنتن شبکه دوم سیما می رود. در این سریال بازیگران سرشناسی به ایفای نقش پرداخته اند. زنده یاد مرحوم پرویز پورحسینی آخرین حضورش در عرصه هنر و بازیگری حضور در این سریال بود.

قسمت ۲۷ سریال بیگانه ای با من است
قسمت ۲۷ سریال بیگانه ای با من است
قسمت ۲۷ سریال بیگانه ای با من است

و اما آنچه در قسمت ۲۷ سریال بیگانه ای با من است اتفاق افتاده است :

صادق وقتی به خانه برمیگرده حرف های صاحب خانه و بنگاهی را بهش میگه و دلیل حرفاشو ازش میپرسه که مینو بهش میگه خب دروغ میگه مگه شما دروغ کم شنیدین؟ اونم دروغ گفته، صادق بهش میگه احمد هم دیدم بهم گفت نمیخوای ببینینش چرا؟ مینو بهش میگه آخه میدونین چیه؟

قبل از اینکه با امیرعلی ازدواج کنم این احمد آقا ازم خواستگاری کرد من جواب رد دادم و امیرعلی هیچی از این ماجرا نمیدونه واسه همین نمیخوام الان ببینمش که فکر ناجور نکنه صادق قبول میکن و میگه خب مرضیه دوست صمیمیت چی؟ چرا اونو نمیخوای ببینی؟

مرتبط  اجرای گروه قشقایی در نیمه نهایی عصر جدید + فیلم کامل

که مینو میگه آقا صادق من به خدا حالم خوب نیست اگه الان رو پام فقط واسه این بچه است نمیخوام کسیو ببینم چون الان هرکیو ببینم میخواد درباره تصادف بپرسه نمیخوام اصلا اون صحنه یادم بیاد که صادق میگه آره خب حق داری ولی صاحب خانه گفت واسه عرض تسلیت میخواد بیاد که روم نشد بگم نه قرار شد همون روزی که قراره تخلیه کنیم خونه رو بیان.

پلیس دوست شراره را دستگیر میکنه به جرم باج گیری و همدستی توی قتل. بازپرس ازش بازجویی میکنه اما دوست شراره اولش زیر بار اتهامات نمیره ولی بازپرس با رو کردن مدارک بهش میگه ۲۴ ساعت فرصت داری فکر کنی تا حقیقتو به یاد بیاری وگرنه چیزه خوبی در انتظارت نیست و دستور میده که به بازداشتگاه منتقلش کنن که گریه میکنه و همه چیزو میگه.

جاوید با یاور و رفیقش در زندان دوست میشود و اتفاقی متوجه می شود که او نساء را میشناسد. براش ماجرای مرگ امیرعلی و مینو زنش را تعریف میکنه و میگه شک دارم که این دختری که خودشو مینو معرفی کرده واقعا مینو باشه یاور میگه مگه میشه؟ مگه به همین راحتی میشه یکی خودشو جای یکی دیگه جا بزنه؟ که جاوید میگه آره میشه چون تا قبل از این اتفاق تصادف خانواده شهرابی زن امیرعلی را ندیده بودن چون پرورشگاهی بود و با این ازدواج موافق نبودن از طرفی این دختره اصلا جور نیست با اون چیزایی که امیرعلی میگفت.

مرتبط  خلاصه قسمت اول فصل دوم بیگانه ای با من است

یاور میگه حالا این وسط چی گیر ما میاد؟ که جاوید میگه اگه حدسم درست باشه نونمون بدجور تو روغنه اول خودشو تلکه میکنیم بعد یه گوشمالی حسابی میدمش. یاور میگه حالا شد احتمالش زیاده چون نساء خدمتکاره مینو را دیدن یعنی احتمال داره نمرده باشه و همگی خنده خوشحالی میکنن. جاوید بهش میگه پس اون بچه ای که شوهرش دزدیده بچه واقعیه امیرعلیه که یاور بهش میگه آره بود چون مرده.

باهم نقشه میکشن که جاوید به وکیلش بگه میخواد مینو را ببینه همان روز یاور هم تو سالن ملاقات بیاد و ببینه درسته حدسشون یا نه. دکتر به همراهان زن سلیم میگن باید عمل بشه وگرنه سکته دومم میکنه. مریم به خاطر اینکه پولی نیاورده بود برای صاحب کارش تو زیرزمین حبس میشه ولی تو یک موقعیت فرار میکنه و لباس هایش را جمع میکند، به پارک میره تا بچه را از دوستش بگیره و فرار کند.

جاوید با وکیلش حرف میزنه و میگه مینو را میخواد ببینه ولی قبول نمیکنه و میگه فعلا کارهای واجبتری داریم و در آخر بهش میگه میخوام طلاقمو از زنم بگیری وکیلش میگه مطمئنی پل های پشتتو خراب نکن که جاوید میگه کدوم پل؟ از روی من رد شدن میگی پل؟

قسمت ۲۷ سریال بیگانه ای با من است

نظر دهید :

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید