خلاصه قسمت ۲۹ سریال بیگانه ای با من است در قسمت بیست و نهم سریال بیگانه ای با من است چه اتفاقی افتاد ؟

خلاصه قسمت ۲۹ سریال بیگانه ای با من است

در قسمت بیست و نهم سریال بیگانه ای با من است چه اتفاقی افتاد ؟

رصد امروز ،جدیدترین سریال شبکه دوم سیما ،  ” سریال بیگانه ای با من است ” نام دارد که هرشب ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه بر روی آنتن شبکه دوم سیما می رود. در این سریال بازیگران سرشناسی به ایفای نقش پرداخته اند. زنده یاد مرحوم پرویز پورحسینی آخرین حضورش در عرصه هنر و بازیگری حضور در این سریال بود.

قسمت ۲۹ سریال بیگانه ای با من است
قسمت ۲۹ سریال بیگانه ای با من است
قسمت ۲۹ سریال بیگانه ای با من است

و اما آنچه در قسمت ۲۹ سریال بیگانه ای با من است اتفاق افتاده است :

مینو از اتفاقات و دروغ هایی که داره میگه خسته شده که اکرم میاد و باهم صحبت میکنند تا دلداریش بده، مینو میگه داره کم کم یه چیزهایی یادم میاد  از خانواده ام که اکرم میگه اگه میخوای مینو بمونی باید نساءرو فراموش کنی.

همان لحظه عصمت میاد و یه عکسیو نشون میده میگه لای کتاب پیدا کردم که اکرم سریع میگه عه خانم عکس این دوستتونه که مینو تایید میکنه و بعد از رفتن آنها آن عکسو که مینو بود پاره میکنه. سعید درگزی به نگین خانم همسایه اش زنگ میزنه و میگه هول نکنین و آروم باشین ولی من سعید درگزیم زنده ام و به کمکتون احتیاج دارم.

مرتبط  آیا امیرعلی و لیلا در بیگانه ای با من است ازدواج می کنند ؟

نگین که اول باور نمیکرد به آن آدرس میره و با سعید ملاقات میکنه و سعید را برای مدتی به خانه پدری اش میفرستت تا اونجا تصمیم بگیره. در حال جمع کردن خانه امیرعلی بودن که صادق یکدفعه مینو را صدا میزنه و میگه فکر کنم این تابلوها نقاشی های امیرعلیه روشم اسم شمارو نوشته میخواد باز کنه که مینو نمیزاره و میگه آخه تو این نقاشی ها چیزی سرم نیست شما مثل برادرم هستین ولی خب نامحرمیم دیگه که صادق عذرخواهی میکنه.

نگین به خانه پدری اش میرود و برای سعید صبحانه میبرد وقتی میرسه میگه هم خانه ات داشت تعقیبم میکرد ولی گمم کردن. سعید برای تشکر همان گردنبند زنش را بهش میدهد و میگه تنها چیزیه که دارم و واسم با ارزشه برای زنم بوده.

نگین بعد از برداشتن پسرش از مدرسه به خانه میروند که تو پارکینگ هم خانه سعید جلوشو میگیره، اولش تیکه میندازه که نگین میگه من نمیفهمم چی دارین میگین و میخواد بره که میگه سعیدو کجا قایم کردی؟ که زیر بار نمیره که کیفش را از دستش میگیرد و میگردد که گردنبند زن سعیدو پیدا میکنه و نگین مجبور میشه بگه. پسر نگین فرار میکنه و به سمت خیابان میره که یک ماشین پلیس میبینه و ماجرارو بهش میگه از طرفی نگین سوار ماشین میشه ولی هرچی استارت میزنه ماشین روشن نمیشه و گیر میوفته.

مرتبط  آخر سریال ترکی عشق از نو چه می شود ؟

آقای شهرابی رفته بود به خیریه ها سر بزنه تا ببینه کسی سرایدار میخواد یا نه تا مریم را بفرسته اونجا اما کسی نخواست د وقتی برمیگرده به حمیده میگه جاییو نتونستم پیدا کنم به حجت گفتم برگشت گفت سرایدار میخوام برای ویلای شمال ولی وقتی فهمید یه زن و بچه است گفت صلاح نیست یه زن با یه بچه تو اون ویلای بزرگ تنهایی زندگی کنه حمیده میپرسه خب چیکار کنیم که آقای شهرابی میگه فعلا که اینجاست یه کاری میکنیم نمیزاریم برگرده به خیابان راستی حجت گفت کارهای ملاقات مینو با جاوید را کرده برای آخر همین هفته….

قسمت ۲۹ سریال بیگانه ای با من است

نظر دهید :

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید