خلاصه قسمت ۳۰ سریال بیگانه ای با من است در قسمت سی ام سریال بیگانه ای با من است چه اتفاقی افتاد ؟

قسمت ۳۰ سریال بیگانه ای با من است

خلاصه قسمت ۳۰ سریال بیگانه ای با من است

در قسمت سی ام سریال بیگانه ای با من است چه اتفاقی افتاد ؟

رصد امروز ،جدیدترین سریال شبکه دوم سیما ،  ” سریال بیگانه ای با من است ” نام دارد که هرشب ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه بر روی آنتن شبکه دوم سیما می رود. در این سریال بازیگران سرشناسی به ایفای نقش پرداخته اند. زنده یاد مرحوم پرویز پورحسینی آخرین حضورش در عرصه هنر و بازیگری حضور در این سریال بود.

قسمت ۳۰ سریال بیگانه ای با من است
قسمت ۳۰ سریال بیگانه ای با من است
قسمت ۳۰ سریال بیگانه ای با من است

و اما آنچه در قسمت ۳۰ سریال بیگانه ای با من است اتفاق افتاده است :

صادق ماشین و کارگر میگیره تا همه وسایل را بار کنند، مینو برای اینکه با صاحب خانه روبرو نشه به بهانه بچه اش به درمانگاه میره اما صادق میگه زود برگردین که صاحب خانه میخواد بیاد ببینتتون که میگه خیالتون راحت زود برمیگردم موقع رفتن صاحب خانه او را میبینه و وقتی پیش صادق میره سراغ مینو خانمو میگیره که صادق بهش میگه همین الان رفت از در بیرون ندیدینشون؟

صاحب خانه میگه یه نفرو بچه بقل دیدم اما مینو خانم نبود هنوز حرفش تموم نشده بود که اکرم با یک نقشه میاد تو خونه و نمیزاره صاحب خانه حرفشو کامل بزنه.‌ اکرم یکی از کارگرها که آشنا بود را بهونه میکنه که به زنش گفته بودم بیاد یکسری از این لباس هارو بهش بدم اما میترسید بیاد بالا که این آقا نفهمه اومده که شب کتکش نزنه و یواشکی بهش چشمک میزنه که سوتی نده.

صاحب خانه حرفش را میخورد و برای دیدن خانه میرود. صادق به این کارها شک میکنه و بعد از مدتی به یاد حرف سمیه میافتد که تو بیمارستان بهش گفته بود خیلی جالبه ما اصلا تا حالا این مینو را ندیدیم چحوری الان دنبالش بگردیم؟

صادق به همون کارگر میگه برو به زنت بگو بیاد اینجا که اکرم با شنیدن این حرف میگه من این جونورو میشناسم الان بره میگیره اون بنده خدارو زیربار کتک که صادق عصبی میشه و میگه شما برو به کارت برس.

صادق میگرده تا ببینه آلبوم عکس های مینو و امیرعلی را پیدا میکنه یا نه از اکرم میپرسه که آلبوم کجاست که میگه نمیدونم خود مینو خانم جمع کردن این چیزارو. صادق تمام اتفاق های مشکوکی که از مینو دیده را به یادش میاره و هر لحظه شکش به یقین نزدیکتر میشه.

صادق با رفتگر محل که قبلا خواسته بود مینو خانم را ببینه اما مینو مقاومت کرده بود، حرف میزنه و بهش میگه ما تا ۲ ساعت دیگه عازم تهرانیم مینو خانم اومد صداتون میکنم که ایشونو ببینی. از طرفی از صاحب خانه میخواد بیشتر بمونه تا با مینو ملاقات کنه. اکرم وقتی میبینه اوضاع قمر در عقربه تو راه پله به اون کارگر میگه بره درمانگاه و به نساء بگه فعلا آفتابی نشه که اوضاع خوب نیست قبل از اینکه بخواد بیاد زنگ بزنه خونه تا اکرم بگه بیاد یا نه.

همدست اکرم بعد از رسوندن این خبر به نساء موقع برگشت رفتگر را میبینه و با یک نقشه عینکش را میشکند که نتواند مینو را خوب تشخیص دهد. سمیه به خانه پددش میره و بهشون میگه بدبختی ها تمومی نداره که وقتی ازش میپرسن ماجرا چیه میگه من حامله ام ولی میخواد بندازتش که آقای شهرابی میگه به هر راه حلی فکر کن الا این. صادق تلفن را بغلش گرفته و منتظر اومدن مینوعه و به شدت بهم ریخته…

قسمت ۳۰ سریال بیگانه ای با من است

نظر دهید :

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید