خلاصه قسمت اول سریال جلال ۲ در قسمت اول سریال جلال ۲ چه اتفاقی افتاد ؟

قسمت اول سریال جلال ۲

خلاصه قسمت اول سریال جلال ۲

در قسمت اول سریال جلال ۲ چه اتفاقی افتاد ؟

رصد امروز ، امروز یعنی ۲۸ بهمن ۹۹ اولین قسمت از فصل دوم سریال جلال از شبکه یک سیما پخش شد. این سریال که به قیام مردم تبریز در سال ۵۶ و اتفافات آن می پردازد . این سریال در صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی تولید شده است.

عمار تفتی، حمیرا ریاضی، همایون ارشادی، هادی افتخارزاده، ناصر هاشمی، مهران رجبی، رضا آبپاک، فاطمه شکری، سنا پورسعیدی، حامد منافی و کامیار شکیبایی از جمله بازیگران این مجموعه هستند که به تهیه‌کنندگی علیرضا جلالی و نویسندگی و کارگردانی حسن نجفی طی سال ۹۹ تولید شده است.

قسمت اول سریال جلال ۲

و اما آنچه در قسمت اول سریال جلال ۲ اتفاق افتاد :

جلال تیر خورده و حالش خوب نیست که همسرش او را نزد دکتری رسانده تا مداوایش کند. مردی که گویا از ماموران دولت است به بیمارستانی رفته و بعد از درگیری با پزشک آن‌جا سراغ جلال را از او می‌گیرد اما او هیچ خبری از او ندارد.

مرتبط  تجاوز به ریحانه پارسا در سن 16 سالگی !

دکتری که در حال مداوای جلال است می‌فهمد مامور ها دنبالش هستند و آن‌ها به سرعت از آن‌جا فرار می‌کنند. پزشک جلال با روپوش خونی از بخش تاسیسات بیرون می‌رود که آن مامور او را می‌بیند و توجهش جلب می‌شود و به داخل تاسیسات می‌رود که با دیدن بانداژ خونی شک می‌کند و شروع به گشتن آن‌جا می‌کند و یکی از همراهان جلال او را دست به سر می‌کند و در موقعیتی مناسب با زدن چیزی توی سرش او را از سر خودشان باز می‌کند.

مامور ساواکی که به دنبال جلال بود بعد از بهوش آمدن متوجه می‌شود که به یکی از لوله های آن‌جا با دستبند خودش بسته شده است.
جلال‌ و راضیه درباره کار او با هم صحبت می‌کنند اما جلال می‌گوید که هیچ خط و ربط سیاسی ندارد اما سیاست رو زندگی‌ او آوار شده است و هرچه او کمتر بداند بهتر است.

مرتبط  قسمت آخر پایتخت ۶ کی پخش می شود ؟

ماموری از ساواک در حال صحبت و بازجویی از ماموران نظامی بخاطر اتفاقی که برای جلال افتاد می‌باشد و تمام ماجرا را شرح می‌دهد و نیز ماموری که به جلال شلیک کرده بود و باعث اتفاقات اخیر شده بود را لو می‌دهد و او را نیز برای بازجویی می‌آورند.

توضیح می‌دهد که جلال از خرابکاران قدیمی است و سال‌ها است که دنبالش است اما بازپرسش می‌گوید که او اشتباه کرده است که سرانجام گروهبان با حرف‌هایش می‌تواند بازجویش را متقاعد کند.

جلال از اوضاع بگیر و ببند ماموران در شهر می‌گوید و با زنش درباره شرایطی که پیش آمده و ممکن است زندگی‌شان را تحت تاثیر قرار دهد، می‌گوید و در ادامه از کاری که کرده است برای زنش می‌گوید.

نظر دهید :

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید